شکوه انتظار "
|
![]() |
ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی دل بی تو بجان آمد وقت است که بازآیی
کدام راه را بنگریم که نشانی از او نباشد و به کدام سو نظرکنیم که او را در آنجا نیابیم ؟
بار الها ! چه کنیم که نه طاقت دوری او را داریم و نه لیاقت درک حضورش را.
چگونه می توانیم شبها سر بر بستر گذاریم و پیشانی بر خاک نساییم ،
ندبه ننمائیم و برای ظهورش دعا نکنیم؟
حال آنکه او در بیابانی پر غبار، دست به نیایش برمی دارد و برای ظهور خویش دعا می کند...
تصورمان بر اینست که منتظریم ، راستی آیا هیچ پرسیده ای که انتظار یعنی چه ؟
آیا ما منتظران واقعی هستیم؟
|
انتظار، یعنی اعتراض، به وضع موجود. |
انتظار، واژه ای است به بزرگی یک قاموس.
انتظار، یعنی رویش بالهای پروازبر تن کبوتران ناز.
انتظار، یعنی نگاه عمیق به ساحت خورشید فروزان.
انتظار، یعنی درآمیختن با ذات نور و درآویختن با هر شیطان کور.
انتظار، یعنی طلب مصرانه برای دیدار یار.
انتظار، یعنی خواست وضعیتی مطلوب در سراسر گیتی.
انتظار، یعنی مهیا گشتن برای پروازبه آسمان پاکی و فضایل.
انتظار، یعنی ستیز با تباهی ها و صلح با سپیدی ها.
انتظار، یعنی قرارگرفتن در سپاه حق و برائت از لشکر باطل.
انتظار، یعنی زنده ماندن تنها برای یاری کردن گل بی خزان و خورشید بی غروب امام موعود.
(منبع:سایت تبیان)
|
|

